أحمد بن حامد كرمانى

3

تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )

[ قصهء ملك ركن الدنيا و الدين عماد الاسلام و المسلمين قاورد بن جغر بيك كه او را قره ارسلان گفتند . چون در ماه شعبان سنهء اثنى و اربعين و اربعمائه كه ملك قاورد كه فرزند جغر بيك بود و بهادر و عادل و كاردان ، بدار الامان كرمان رسيد و لقب او عماد الدوله و نام او قاورد بن داود بن ميكائيل بود امّا نقش طغراى او قره ارسلان بيك بن جغر بيك مىنبشتند و بناها كه در كرمان فرموده است بدين طغرا ثبت است و چون دليل دولت و قايد تقدير او را بسلامت سراى و سنت خانه كرمان راه نمود و عنان عزيمت او آنجا كشيد در آنزمان عنان مملكت در قبضهء اقتدار با كالنجار بن سلطان الدولة بن بهاء الدولة بن عضد الدوله بود و محال سلطنت ملك او جامع ممالك فارس و كرمان و مستقر سرير در شيراز فرمودى و در كرمان او را نايبى بود نام او بهرام بن لشكرستان بن ذكى از ابناى ديالم . و لشكرستان متمول و محتشم بوده است چنان كه در حق او گفته‌اند . شعر ] دادار جهان اگر دو بودى نه يكى * دادار بدى و لشكرستان ذكى و در « 1 » خدمت قاورد از طبقات « 2 » تركان مردى پنج شش هزار بودند هم در « 3 » زين زائيده و هم در زره پرورده ، شغل همه روزه « 4 » كين اعدا و لواى ملك و دين و شب فراش ايشان نمدزين . شعر همه « 5 » را با رماح خطى شغل * همه را با سيوف هندى كار رخش در زيرشان چو غرّان شير * نيزه در دستشان چو پيچان مار . و در شهر بردسير با بهرام مشتى ديلم عاجز بيچاره بودند هرگز لشكر ترك ناديده و آواز كمان از گشاد بازويشان نشنيده . و در ربض بردسير ( هيچ ) عمارتى نبود ( و در

--> ( 1 ) ( در نسخه چاپى عبارات اين مطالب پيش و دنبال است ولى متفاوت نيست ) - ( 2 ) از خدم و حشم تركان . - ( 3 ) همه بر خانهء زين‌زاده و در جامهء زره پرورده . - ( 4 ) در روز كين اعلاء لواى ملك و دين و فراش شب نمدزين . - ( 5 ) همه را با هيون تازى شغل . -